Tuesday, May 29, 2007

اونهایی که فکر میکنن بهشون ربطی نداره

و اما بعد... قصه از اینجا شروع شد که شنیدم تو اروپا شروع کردن به گوشمالی دادن به ایرانی ها... به علت ایرانی بودن و اقامت هیچ جایی جز ایران رو هم نداشتن خواه ناخواه همون امثال منی هم که سالها بیرون هستن ایرانی محسوب میشن و بدون توجه به هیچ چیز دیگه ای به جرم ایرانی بودن شرکتهای خصوصی یا دولتی استخدامشون نمی کنن. با خودم همیشه فکر میکردم که تحریم چه تاثیر مستقیمی تو زندگی من که اینور دنیا هستم ، جدای از اینکه هر روز اسم کشورمون بر تارک اخبار سی ان ان میدرخشه و گوشه کنار حرفهایی از روی تمسخر در مورد مملکتمون میشنویم...میتونه داشته باشه. حالا اما یکی یکی داره خودشونشون میده. تو شرکت ما هم خواه ناخواه چاره ای جز طبعیت از قوانین نیست. چند وقت پیش میشنیدم که توی سمیناری ،یه آمریکایی که مال همین شرکته و میخواسته صحبت کنه برای افراد همین شرکت ، قبل از شروع حرفهاش گفته از ایرانی ها میخواد برن بیرون چون طبق قوانین آمریکا موظفه که اطلاعات به ایرانی نرسونه... مثال های دیگه اش اینه که از مسافرت ایرانی ها به شعبه های آمریکاشون حتی الامکان جلو گیری میکنن. مخصوصا اگه کار تحقیقی جایی انجام بشه. حالا اما این قضیه به اروپا هم کشیده شده و این روزها از این و اون زیاد میشنوم که فرصتهای کاریشون رو به خاطر ملیتشون از دست میدن. اول باید بگم برای ما که اِن ساله ژاپن هستیم و بعد از اینهمه وقت هیچی دستمون رو نگرفته جای تاسف هست و برای اون هفتاد میلیون بقیه که این رو هم ندارن جای بسی تاسف. دوم اینکه خاک بر سر اونهایی که اسم خودشون رو مُدرن میذارن و هنوز هم که هنوزه ملاک طبقه بندی آدمها براشون ملیتشونه. سوم خاک بر سر اونهایی که جور تروریست بودن بقیه رو من جمله بهترین دوستهای آمریکا در خاور میانه اعم از عربستان سعودی، پاکستان، مصر و غیره به ما کشوندن... آقایون با اون ریش و پشم میرن ده سال ویزا از آمریکا میگیرن اونوقت به ما با هزار زور و زحمت و کلی سرشکستگی یه ماه ویزا میدن اون رو هم اگه بدن
خلاصه اینکه اوضاع بدی شده و خوب شدنش با خداس و اگه کسی میتونه برای خودش کاری انجام بده به نظر من حالا وقتشه. ژاپن هم اعلام کرده شرایط سخت تری رو برای ایزوله کردن هر چه بیشتر ایران ایجاد خواهد کرد که دودش اول همه میره تو چشم ماها احیانا... حالا منظورشون رو از این " شرایط جدید " خودشون هم فکر نکنم بدونن

ای بابا!!! وزیر کشاورزیتون هم که خودشو دار زد! خوب حالا چیزی نشوده بود که! از این پولها تو مملکت ما هر روز همه دارن میکشن بالا هرکی هم حرفی بزنه دارش میزنن! خوب کوچولو حالا یه کاری کرده بودی میرفتی مثل بقیه شون گریه میکردی و تا کمر خم میشدی و با تمام قوا هوار میزدی موشی واکه گزای ماسن دشتا!... بعد از چند روز هم همه به فراموشی میسپردنت... ولی خداییش حالا که یارو خودش رو کشته هیچ کس دیگه حرف از پولی که بالا کشید نمی زنه و همه میگن اتفاق ناگواری بود نباید اینقد میچزوندیمش... بعدم لابد یه صلوات براش میفرستن

Monday, May 21, 2007

بالاخره یکی این حرف رو به کبک های سر در برف کرده زد

مناقشه اسراييل- فلسطين، مساله اعراب است نه ايران


برام مثل روز روشنه که اون روزی که فلسطینی ها یه ذره روی پای خودشون تونستن وایسن اولین کشورهایی که ازشون به خاطر خون دل خوردنشون اینهمه سال تشکر میکنن اعراب سوسمار خور هستن و اولین کشوری که تف میندازت تو صورتش ایران

Friday, May 18, 2007

نمردیم اینم دیدییم

دیروز تو تلویزیون خبر گروگان گیری بود تو ژاپن!!!! چی؟!!! گروگان گیری اونم تو ژاپن؟! گوشهام رو حسابی تیز کردم . میگفت یه یارویی زن خودش رو گروگان گرفته و رفته تو خونه ای. به دختر و پسر خودش تیر اندازی کرده و زخمیشون کرده. یه پلیس رفته تو خونه که لابد فکر کرده یارو شوخی داره و طرف یه گلوله خالی کرده تو گردنش و پلیسه افتاده جلو در خونه... خنده دارش از اینجا به بعده. داشت زنده از صحنه تصاویری نشون میداد. یه لشگر گارد مسلح به تعداد فراوون جلوی خونه صف کشیده بودن. پلیس زخمی پنج ساعت و نیم در چند قدمی این لشگر سر تا پا مسلح افتاده بود و اینها نمی رفتن کمکش کنن. خونه با اینکه کاملا محاصره شده بود گزارشگره با لحن ناجوری میگفت ترس و وحشت مردم این منطقه رو گرفته و ملت از ترس خواب ندارن! بعد از پنج ساعت و نیم بالاخره این پلیس ریقو جرات کرده بود بره پلیس ریقو تر زخمی رو از جلوی در حیاط خونه بکشه بیاره بیرون! با خودم میگفتم ببین تو رو خدا! لابد این بیچاره ها اولین و آخرین صحنه جدی تو تمام مدت پلیسیشون رو دارن میبینن و فقط پنج ساعت طول کشیده تا باور کنن چه اتفاقی داره می افته و به خودشون بیان
اگه آمریکا بود احتمالا بعد از یک ساعت گروگان رو نجات میدادن و حالا گروگان گیر یا میمرد یا زنده میموند. اگه روسیه بود احتمالا یه تانک میاورد و خونه رو رو سر گروگان و گروگن گیر خراب میکرد و خبرش دنیا رو میترکوند و احتمالا یه چند تا اعتصاب یا تظاهرات پراکنده هم اینور و اونور میشد. اگه ایران بود تانک رو میاورد و تانکش هم لابد روسی بود! خونه رو هم رو سر گروگان و گروگان گیر خراب میکرد و فامیل های درجه یک و دو رو هم زندانی میکرد و نه خبری ازش جایی میشد و نه اعتراضی از کسی

Tuesday, May 15, 2007

آزادی

خوش به حال اونی که بعد از 12 هزار ین پولی که داد و سه ماه تاخیری که پاسپورت جدیدش رو تحویل گرفت، و با ذوق و شوق برگشت به مملکتی که اسمش رو همیشه برای بی اعتبار کردن رسمش به یدک میکشه، بهش نگفتن که پاسش اعتبار نداره و باید بره مهر خروج بگیره. تازه یارو به قول خودش کلی دلش واسه بلیت برگشتم سوخته بود که بهم گفت وگرنه لابد مثل خیلی ها باید موقع برگشتن میرفتم فرودگاه و تازه وقتی نمیذاشتن از مرز رد شم میفهمیدم که پاسم مهر خروج نداره. مهری که گرفتنش دو روز تمام وقت ما رو گرفت.. از همین جا اعلام میکنم خانومها، آقایون... اگه پاسپورت جدید گرفتین اول لسم و فامیلتون رو چک کنین ببینین مال شماس یا نه، و بعد مهر خروجش رو چک کنین بگین براتون بزنن.
خوش به حال اونی که قدم زدن از هفت تیر تا ولی عصر تا دو ساعت اوضاع مزاجیش رو نریزه به هم و بوی دود تا تو مغز استخونش رو نمیسوزونه. خوش به حال آدمی که جایی زندگی میکنه که مانتویی که زور زورکی بهش پوشوندن رو تو خیابون ، تو رستوران، تو مغازه و حتی تو فرودگاه موقع برگشتن وجب نمی کنن. خوش به حال آدمی که وقتی تو رستوران منتظر غذا نشسته و داره از پنجره اونور رو نگاه میکنه چشمش تو چشم گدایی که داره تو آشغالها رو میگرده نمی افته. خوش به حال اونی که دود تو هوا ریه هاش رو شست و شو نمیده . خوش به حال اونی که پراید مردم رو تو یه شب بارونی با مغز نمیندازه تو چاله چوله های بزرگراه ها و لاستیک نمی ترکونه. خوش به حال اونی که جر و بحش این فامیل و اعتقادات اون فامیل و انتظارات ملت روز و شبش رو به عزا تبدیل نمی کنه. خوش به حال اونی که آخر هفته با دل خوش دست خونواده اش رو میگیره و میزنه بیرون تا لذت ببره از یه روز تعطیلش
حق مسلم ما هوای پاکه. حق مسلم ما خیابونهای بدون چاله چوله اس. حق مسلم ما سیستم فاضلابه که هر دفعه بارون میاد سیلاب مملکت رو ور نداره. حق مسلم ما نور خورشیده. حق مسلممونه که بتونیم لباسهامون رو بیرون پهن کنیم. حق مسلممونه که لباسمون رو خودمون انتخاب کنیم. حق مسلممونه که اگه تعرضی بهمون میشه قانون ازمون دفاع کنه. حق مسللمونه که بدونیم دنیا دست کیه. بدونیم تو مملکت اگه اعتصابی شده واسه چیه یا اگه موج انفجاری خونمون رو میلرزونه علتش چی بوده.
من که معتقدم هر ملتی لایق هر گندیه که توشه. ملت الان از اینکه نیروی انتظامی دختر ها رو میگیره شاکین... من هیچ وقت یادم نمیره دوران نوجوانیم رو که رژ لب کشیدن هم حتی، به این راحتی ها نبود. بارها قصه هایی شنیده بودم از زینب کماندوها که به اسم ارشاد کردن ملت لای دستمال کاغذی هاشون تیغ میذاشتن و میومدن رژ لب دخترهای از همه جا بی خبر رو پاک کنن. اون موقع اگه به فکر بودیم امروز به این روز نبودیم.

ملت از برخورد خشن گله میکنن! جلوی چشم خود من همین دفعه که رفته بودیم ایران پیر مردی با محاسن سه متریش دختری رو به وضع فجیعی هل میداد و میبرد نمیدونم کجا و اون یکی داد میزد حقشه! ببرش پدر سوخته رو... و جیک از کسی در نمی اومد. حتی یک نفر نمیگفت پدر سگ هر کاری کرده و هر مجازاتی داره به خودتون مربوطه ولی جلوی انظار عمومی حق این جور تعرض رو به کسی که زورش به تو نمی رسه نداری... ما از چی حرص میخوریم وقتی هر روز صدها بار جلوی چشم مردم کتک و کتک کاری میشه و کسی ککش نمی گزه. مگه برخورد نیروی انتظامی مال امروزو دیروزه که همه اینقد صداشون در اومده؟
نظر شخصی من اینه که این هم دقیقا دسیسه آمریکاس!! وگرنه کدوم خری در شرایطی که اینقدر نارضایتی اجتماعی بالا رفته حاضر میشه به بهانه مبارزه با بد حجابی به جون ملت بیافته؟ جز کسی که بخواد تیشه به ریشه خودش بزنه؟... پس فکر میکنین آمریکا کجا اون همه پولی که برای بر اندازی حکومت تخصیص داده رو خرج میکنه؟ چه برنامه هایی داره که امیذواره! ملت خودشون نظام رو بر کنار کنن؟ آدم هرجی فکر میکنه میبینه این دولت دقیقا اون زمانی که باید، دقیقا اون کاری که باید رو انجام داده که خوب ملت رو عصبی و بی طاقت کنه. بقیه اش با صاحب الزمان!!! شاید ظهور کرد و خلاصمون کرد